مسجد امام رضا (علیه السلام) واقع در تقاطع خیابان انقلاب اسلامی با خیابان شهید نامجو است که درحال ساخت می باشد و از لحاظ سبک معماری، به تقلید از معماری پست مدرن غرب ساخته شده و با جوهره عملکرد مسجد منافات دارد.

ابراهیم ارجمندی
در حوزه هنر ، همه هنرمندان قائل به این امر هستند که پشت هر اثر هنری، یک پیام مستتر است که به واسطه ی آن اثر به طریقه غیرمستقیم به مخاطب خویش القاء می گردد. و در میان هنرها ، معماری به دلیل وسعت و گستردگی آن و القائ سبک و شیوه زندگی، به جای یک پیام، گستردگی یک فلسفه را درخود نهان دارد.
پس هر اثر معماری گویای یک فلسفه است. حال با این فرض چنانچه در مواجهه با معماری غرب، رویکرد تقلید و تاثیرپذیری صرف و یکسویه را در پیش بگیریم باید بدانیم که انسان مسلمان ایرانی را به پارادایم فلسفی غرب احاله داده ایم و به هیچ .که البته این فلسفه ی پشت آن آثار معماری یقینا با اعتقادات اسلامی و شاخصه های فرهنگ ایرانی در تناقض کامل است. زیرا انسان ایرانی در پارادایم خداگرایی تنفس می کند و معماری غرب اسیر پارادایم انسان گرایی است.



پروژه ای که قصد بررسی و تحلیل آن را داریم ، مسجد امام رضا (علیه السلام) واقع در تقاطع خیابان انقلاب اسلامی با خیابان شهید نامجو است که درحال ساخت (مرحله ساخت اسکلت) می باشد.
اگر چه در بنای حاضر موتیو هایی از معماری ایرانی- اسلامی بکار رفته ، از جمله این المان های ایرانی ، می توان به گودال باغچه ، گره چینی ، و یا استفاده از عدد 8 (مسجد امام رضا ع هشتمین امام) در قطعه بندی و یا حتی استفاده از عنصر آب می باشد، اما روح حاکم بر این بنا (با وجود یک فرم دینامیک و جذاب) یک معماری فرم گرا و حجمی است که در نهایت دچار برونگرایی است و دعوت به خودش می کند نه دعوت به خداوند، چرا که بنای حاضر که به صراحت به سبک معماری پست مدرن دیکانستراکشن/ فولدینگ/ پرش کیهانی (کاسموژنیک) طراحی شده ، به طور مستقیم فلسفه دیکانستراکشن و فولدینگ را فریاد می زند. شاید هیچگاه معماری را به اندازه این سبک ، به یک گرایش فلسفی نزدیک نبینیم.
در پارادایم خداگرایی ، مسجد جایگاه سجده و بندگی خداست. در پارادایم انسان گرایی ، آنجا که خدایی نیست ، مسجد جایگاه سجده و بندگی کیست؟ مضحک بودن چنین تقلیدی در اینجا بیشتر خود را نشان می دهد که " مسجدی به سبک اومانیسم "
فلسفه دیکانستراکشن ، که سبک معماری دیکانستراکشن آن را پرورانده ، زاییده توهمات ذهنی ژاک دریدا ، فیلسوف پست مدرن فرانسوی است. لذا فلسفه دیکانستراکشن که فلسفه ایهام ، آشفتگی ، ابهام ، دوگانگی ، عدم ثبات ، تزلزل، فریب ، عدم سودمندی ، چندمعنایی و تناقض است نمی تواند به عنوان مبانی نظری معماری یک مسجد استفاده شود.
همچنین فلسفه فولدینگ (folding) که حاصل ذهنیات ژیل دلوز ، فیلسوف پست مدرن فرانسوی است، ابهام انگیزی ، عدم وجود ارجحیت در هیچ چیز، نفی سلسله مراتب عمودی و تاکید بر حرکت افقی را به دوش می کشد.
به راستی در معماری یک مسجد که بنایی برای یقین و توحید است ، چه جایگاهی برای فلسفه ایهام و دوپهلویی و عدم ثبات و تزلزل است؟
در سبک معماری که این بنا طراحی شده، آن سان که از فلسفه اش بر می آید، هیچ چیز به چیز دیگری ارجحیت ندارد و با مفهوم اوج و تعالی و حرکت از کثرت به وحدت در معماری اسلامی ، متناقض است. به همین دلیل نیازی به گنبد و گلدسته که بیانگر حرکت از کثرت به وحدت و عروج و تعالی و اوج گرایی ئر معماری اسلامی است ؛ نبوده است.
این سبک معماری بر اساس فلسفه اش ایهام دارد و دوپهلوست ، پس شرک آمیز است. دچار چند معنایی است و متکثر است و به جدال توحید می رود. متزلزل است و شک برانگیز، پس به ریشه یقین آدمی تیشه می زند. و همانگونه که از فلسفه دیکانستراکشن انتظار می رود، قرار است متناقض باشد، پس با همه آنچه که در معماری مساجد اسلامی به باور رسیده ایم متناقض است. با عدل سر ناسازگاری دارد چرا که دچار آشفتگی است.

اگر چه معماران غربی همچون " پیتر آیزنمن " کلیسا هایی را مانند آنچه که در تصویر می بینیدبه سبک فولدینگ طراحی و اجرا نموده اند اما باید به این نکته عنایت داشت که حتی اگر معماران ایرانی بخواهند صرفا یک تقلید فرمال و حجمی صرف از معماران پست مدرن غرب داشته باشند، باید بدانند که معماری پست مدرن یک معماری زمینه گراست. یعنی آن که در این شیوه باید به زمینه های فرهنگی، اجتماعی وعقاید و سنت های جامعه ای که در آن معماری می کنند توجه ویژه داشته باشند.
 البته طراحی چنین بناهایی در پایتخت جمهوری اسلامی توسط معماران و تایید ساخت آن توسط مسئولین، بدون غرض ورزی و زائیده غفلتی است که تذکر برای رفع این غفلت هدف این گزارش است. مع ذلک حداقل اتفاقی که با آگاهی مسئولین امر در خصوص ساخت این مسجد باید صورت پذیرد، در دستور کار قرار دادن تغییر کاربری این بنا و جلوگیری از طراحی و ساخت هربنا با هر کاربری است که به سبک های غربی ای طراحی می شود که با معیارهای معماری و زندگی اسلامی جامعه ما منافات دارد.