لیبرال معماری2

خانه آکواریوم نیست!

قاعده ظرف و مظروف را از آنجا پیش کشیدم که معمارى، ظرف زندگى ماست. پس اگر ظرف و مظروف باهم متحد هستند انسان و خانه اش نیز باهم متحد می شوند. زیستن در خانه اى که همه چیزش بر صراط مدرن بنا شده، انسانى را در خود مى پروراند که واجد سبک زندگى مدرن مى شود، چه بخواهد چه نخواهد.

لینک انتشار در مشرق و فارس

به قلم ابراهیم ارجمندی

- "ظرف عین مظروف است و فیض عین مستفیض"؛هر ماده ای را باید در ظرفی ریخت که برای آن ساخته شده، و نیز هر ظرفی هر مظروفی را نمی پذیرد، پس مى زند، می ریزد.
قاعده ظرف و مظروف را از آنجا پیش کشیدم که معمارى، ظرف زندگى ماست. پس اگر ظرف و مظروف باهم متحد هستند انسان و خانه اش نیز باهم متحد می شوند. زیستن در خانه اى که همه چیزش بر صراط مدرن بنا شده، انسانى را در خود مى پروراند که واجد سبک زندگى مدرن مى شود، چه بخواهد چه نخواهد.
معماران لیبرال، لیبرالْ معماری را رقم زده اند و در جهان غرب که فرهنگ شان با مفهوم"لسه فر" پیوند عمیقی خورده است، زندگی لیبرالی را به عنوان یک مظروف در ظرف لیبرال معماری صرف می کنند. و ما نیز به تبع غربزدگی معمارانمان، به لیبرال معماری دچار شده ایم. اما حقیقتاً ویژگی های این ظرف چیست و چگونه با سبک زندگی لیبرالی متحد شده است؟

یکی از بدیهی ترین عواملی که خانه ها برای آن بنا می شوند( با رعایت تفاوت میان خانه و مسکن) ایجاد حریمی برای اهالی آن است، تا از دید غریبه ها در امان باشند و خانه همچون لباسی آن ها را از نامحرمان بپوشاند و نگاه مزاحمی، آرامش و حریم خصوصی اهل خانه را به هم نزند. اما در پارادایم فرهنگی لیبرالیسم، خانه و اهالی یک خانه، اعتقادی به نگاه حرام ندارند، چون حرامی را بر نمی تابند و همه چیز نزدشان مباح است. پس دلیلی برای پوشاندن خود از نامحرمان نمی بینند. خانه هم دلیلی ندارد که آنقدرها پوشیده باشد. پس پنجرههای مدرن آنگونه که لوکوربوزیه در مانیفست معماری مدرن مطرح کرد و در ویلا ساوای خود طراحی و اجرا نمود؛ پنجرههای عریض و کشیده ای است که شاید بیرون را بتوان بهتر دید، اما درون خانه را هم راحت تر از قبل می شود تماشا کرد، آن سان که گویا پنجره همسایه پرده سینماست؛ غافل از آنکه پنجره خانه برای دیدن بیرون است نه تماشای درون.
 

در لیبرال معماری خانه ها برای اهل خانه حریمی ایجاد نمی کنند و دیگر خانه ها به آن مشرف هستند و همه چیز عریان است. توالت ها به گونه ای طراحی شده که گاهی جداره ای وجود ندارد و گاهی جداره ها شیشه ای اند و گاهی هم که شرم می کنند، شیشه ها اندکی دودی می شود و در حین قضای حاجت از داخل بیرون را می بینی اما کسی تو را نمی بیند. حمام ها نیز شیشه ای اند و یا یک وان بزرگ در کنار جداره شیشه ای نما که به همه جا مشرف است، و یا حتی جکوزی و یا وان بزرگی است که درون بالکن قرار گرفته. حالا وقتی که توالت و حمام اُپن باشد، چرا آشپزخانه اُپن نباشد. خانواده هم آنقدر پایگاه محکمی ندارد که بخواهند اتاق خواب والدین را در حریمی بسازند که از کنجکاوی بچه ها به دور باشد و ... در درون خانه که اباحه گری موج بزند، ارتباط درون خانه با بیرون وضع اسفبارتری دارد.

 

بقیه در ادامه مطلب


لیبرال معماری2

خانه آکواریوم نیست!

قاعده ظرف و مظروف را از آنجا پیش کشیدم که معمارى، ظرف زندگى ماست. پس اگر ظرف و مظروف باهم متحد هستند انسان و خانه اش نیز باهم متحد می شوند. زیستن در خانه اى که همه چیزش بر صراط مدرن بنا شده، انسانى را در خود مى پروراند که واجد سبک زندگى مدرن مى شود، چه بخواهد چه نخواهد.

لینک انتشار در مشرق و فارس

به قلم ابراهیم ارجمندی

- "ظرف عین مظروف است و فیض عین مستفیض"؛هر ماده ای را باید در ظرفی ریخت که برای آن ساخته شده، و نیز هر ظرفی هر مظروفی را نمی پذیرد، پس مى زند، می ریزد.
قاعده ظرف و مظروف را از آنجا پیش کشیدم که معمارى، ظرف زندگى ماست. پس اگر ظرف و مظروف باهم متحد هستند انسان و خانه اش نیز باهم متحد می شوند. زیستن در خانه اى که همه چیزش بر صراط مدرن بنا شده، انسانى را در خود مى پروراند که واجد سبک زندگى مدرن مى شود، چه بخواهد چه نخواهد.
معماران لیبرال، لیبرالْ معماری را رقم زده اند و در جهان غرب که فرهنگ شان با مفهوم"لسه فر" پیوند عمیقی خورده است، زندگی لیبرالی را به عنوان یک مظروف در ظرف لیبرال معماری صرف می کنند. و ما نیز به تبع غربزدگی معمارانمان، به لیبرال معماری دچار شده ایم. اما حقیقتاً ویژگی های این ظرف چیست و چگونه با سبک زندگی لیبرالی متحد شده است؟

یکی از بدیهی ترین عواملی که خانه ها برای آن بنا می شوند( با رعایت تفاوت میان خانه و مسکن) ایجاد حریمی برای اهالی آن است، تا از دید غریبه ها در امان باشند و خانه همچون لباسی آن ها را از نامحرمان بپوشاند و نگاه مزاحمی، آرامش و حریم خصوصی اهل خانه را به هم نزند. اما در پارادایم فرهنگی لیبرالیسم، خانه و اهالی یک خانه، اعتقادی به نگاه حرام ندارند، چون حرامی را بر نمی تابند و همه چیز نزدشان مباح است. پس دلیلی برای پوشاندن خود از نامحرمان نمی بینند. خانه هم دلیلی ندارد که آنقدرها پوشیده باشد. پس پنجرههای مدرن آنگونه که لوکوربوزیه در مانیفست معماری مدرن مطرح کرد و در ویلا ساوای خود طراحی و اجرا نمود؛ پنجرههای عریض و کشیده ای است که شاید بیرون را بتوان بهتر دید، اما درون خانه را هم راحت تر از قبل می شود تماشا کرد، آن سان که گویا پنجره همسایه پرده سینماست؛ غافل از آنکه پنجره خانه برای دیدن بیرون است نه تماشای درون.
 

در لیبرال معماری خانه ها برای اهل خانه حریمی ایجاد نمی کنند و دیگر خانه ها به آن مشرف هستند و همه چیز عریان است. توالت ها به گونه ای طراحی شده که گاهی جداره ای وجود ندارد و گاهی جداره ها شیشه ای اند و گاهی هم که شرم می کنند، شیشه ها اندکی دودی می شود و در حین قضای حاجت از داخل بیرون را می بینی اما کسی تو را نمی بیند. حمام ها نیز شیشه ای اند و یا یک وان بزرگ در کنار جداره شیشه ای نما که به همه جا مشرف است، و یا حتی جکوزی و یا وان بزرگی است که درون بالکن قرار گرفته. حالا وقتی که توالت و حمام اُپن باشد، چرا آشپزخانه اُپن نباشد. خانواده هم آنقدر پایگاه محکمی ندارد که بخواهند اتاق خواب والدین را در حریمی بسازند که از کنجکاوی بچه ها به دور باشد و ... در درون خانه که اباحه گری موج بزند، ارتباط درون خانه با بیرون وضع اسفبارتری دارد.
 

 حمام و جکوزی کنار پنجره قدی در معماری غرب با پذیرش اِشرافیت کامل بیگانگان

 حمام و جکوزی کنار پنجره قدی در معماری غرب با پذیرش اِشرافیت کامل بیگانگان

 

 
وان حمام و توالت فرنگی کنار پنجره قدی در معماری غرب با پذیرش اِشرافیت کامل همسایگان
 
وان حمام و توالت فرنگی کنار پنجره قدی در معماری غرب با پذیرش اِشرافیت کامل همسایگان

 

 
جکوزی بر بام خانه و با پذیرش اِشرافیت همسایگان


درگیر و دار نوشتن این یادداشت به آمار جالبی از فروش بالای دوربین شکاری در یکی از شهرهای ایتالیا برخوردم که وقتی مسئولان چرایی آن را جویا شده بودند، متوجه می شوند که تماشای خانه همسایه ها از پشت پنجره ها به یکی از تفریحات مردم این شهر بدل شده است!

البته بهتر است با وجود آن که می دانیم تمدن غرب اسیر فرهنگ لیبرالی و سکولاریسم عنان گسیخته است؛ اما اِشرافیت را به همه معماری و شهرسازی اش تعمیم ندهیم. بهتر است به فکر چاره جویی برای شهر خودمان، تهران باشیم که معماری بی قواره اش و ساختمان های مرتفعش و قوانین شهرسازی اش، هرروز بیش از پیش بذر لیبرال معماری را در خاک آن می کارد.

در آپارتمان های تهران سرت را که از پنجره بیرون بیاوری، همهی حیاط های همسایه هایت جلوی چشمانت صف کشیده اند، پاسیوها که وضع بدتری دارند، پنجره های دو همسایه در پاسیو نهایتا ۶متر فاصله دارند و پنجره اتاق خوابها همه به هم مشرف هستند. اگر به درب خانه همسایه ات مراجعه کنی در را باز کند، تا انتهای پذیرایی و آشپزخانه اش هویدا می شود. اهل خانه نسبت به غریبه ها حریم امنی ندارند و نسبت به همدیگر نیز حریم شخصی ندارند. چنین خانه ای خلق و خوی ساکنان خود را به شرایط خود عادت می دهد و اگر خانه، حیایی ندارد، صاحب خانه را نیز بی حیا می پروراند. و اگر خانه حجابی را برای اهلش قرار نمی دهد پس اهل خانه نیز در مساله حجاب دچار لیبرالیسم و ولنگاری می شوند؛ و خانه بی حجاب ساکنان خود را بی حجاب می کند.

برخی قوانین شهرداری نیز امر لیبرال معماری را تسهیل می کنند. به طوری که برای مثال اگر نمای جنوبی خانه همسایه ات به حیاط خانه تو اصطلاحا پخ خورده باشد و اِشرافیت داشته باشد، این امر هیچ منافات قانونی ندارد؛ حالا اگر تو هم بخواهی اِشراف پیدا کنی و پخ خانه خودت را مشرف به حیاط همسایه اجرا کنی، کار قانونی انجام داده ای. اما اگر نخواهی به همسایه اشرافیت داشته باشی باید از وی اجازه بگیری! بگذریم از مجوزهای شهرداری که برای برج ها و آپارتمان های مشرف به دیگر ساختمان ها صادر می کند و قس علی هذا.

همه این عارضه ها و زخمه ها زمانی بر پیکره معماری کشورمان عارض می شود که در کوچه های غربی لیبرالیسم، برج های شیشه ای سر به فلک کشیده، هویت ایرانی و اسلامی ما را از یادهایمان ببرد و ذخایر هزاران ساله معماری خویش را که همچون یک ارث پدری به دستمان رسیده، رها کنیم و دست گدایی به سوی سبک های معماری بیگانه بلند کنیم. معماری ایرانی همچون گنجینه ای است که قاطبه مشکلاتی را که امروزه با آن دست وپنجه نرم می کنیم را با مبانی نظری اسلامی حل نموده است و با رعایت اصولی همچون حریم و حدود و اصل سلسله مراتب، سایه آسایش را برای اهل خانه گسترده است.

 خانه عباسی کاشان: حیاط مرکزی عامل درونگرایی و حفظ حریم و حدود


در روایات است که رسول اکرم(ص) فرموده اند که حق همسایه آن است که بنای خود را از بنای او بالاتر نبرند.(١) چنین بناهایی برای اهل محل زحمت و دردسر ایجاد می کند. امام صادق(ع) در خصوص اِشرافیت در معماری تکلیف را با سخنی حکیمانه برمعماران مشخص نموده اند که مؤمن در سه چیز آسوده است که یکی از آنها خانه موسعی است که از نادیدنی های او پرده پوشی کند و حالات ناروا را از دید مردم بپوشاند.(٢) امام باقر(ع) نیز در باره سرک کشیدن به خانه همسایه می فرمایند: کسی که به خانه مسلمانی سرک کشد، در آوردن چشمانش بر آن مسلمان مباح خواهد بود.(٣) و این مسایل مبتلا به امروز ماست که امام خمینی نیز چنین فتوا کرده اند که:  دید زدن به خانه مردم و نگاه به نامحرم گناه است و صاحب خانه حق دارد سنگ یا چیزی به سوی نگاه کننده پرتاب کند و ضمانی هم بر او نیست حتی اگر به درون خانه هایی دور با ابزاری (مثل دوربین قوی) بنگرد مثل آن است که از نزدیک نگاه می نماید.(۴)

مطابق با چنین رویکردی در عدم اِشرافیت به خانه های دیگران، معماری اسلامی در این زمینه به معماری اطلاق می شود که دو نکته را توإمان دارا باشد. یکی آن که اهالی خانه را در حریم و حدودی قرار دهد که در اِشرافیت و نگاه دیگران قرار نگیرد و دیگر آن که به خانه های دیگران نیز اِشرافیتی نداشته باشد. چه این که با تامل در خانه های معماری ایرانی، عنصر حیاط مرکزی را می یابیم که با ایجاد یک معماری درونگرا همه پنجره های خانه را به درون خانه معطوف می دارد و هیچ پنجره ای به بیرون باز نمی شود، و حیاط مرکزی و حیاط اندرونی نیز به دلیل بافت شهری یک طبقه و دو طبقه از دید و نگاه حرام مصون هستند. همچنین از آن جا که مسلمان هیچ گاه نگاه حرام به خانه دیگری نمی اندازد، خانه او نیز پنجره ای برای این عمل ندارد. چشم خانه که پنجره است نیز به نامحرم گشوده نمی شود.

 حیاط مرکزی بدون اِشرافیت؛ خانه طباطبایی ها، کاشان، اثر استاد علی مریم کاشانی

 

 
حیاط اندرونی بدون اِشرافیت


زیستن در خانه ای که با معماری اسلامی بنا شده، اهالی خانه را ناخودآگاه به آداب مسلمانی خو می دهد و به شیوه مسلمانی می پرورد. امروز که با مساله لیبرال معماری مبتلا شده ایم و با تبعات فرهنگی آن دست و پنجه نرم می کنیم، بیش از پیش خلإ معماری اسلامی ایرانی را احساس می کنیم.



١-  نهج الفصاحه، ص 291
٢- اصول کافی، ج 5، ص 327، روایت 6
٣-  معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، ج 5، ص 37.
۴-  تحریرالوسیله، ج 1، ص 493