لیبرالمعماری/1

لیبرال معماری؛ حیازدایی از ام‌القرای جهان اسلام + عکس

مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرال معماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریم و حدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را دربرمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

 

لینک انتشار در مشرق

به قلم: اسماعیل ارجمندی

 

معماری امروز ایران، متاثر از فرهنگ ایران امروز، صحنه یک محیط دو قطبی است، که یک قطب آن را شِق لیبرال فرهنگ مدرن تشکیل می‌دهد، و قطب دیگر را شِق اسلامی فرهنگ دینی. این دو قطب در همه ارکان و شؤون ایران سی سال اخیر، در حال تکوین و تنازع بوده‌اند، اما در دهه اخیر، به مدد کارفرماهای دولتی و شهریاران غربزده و مدرن اندیش، شق اسلامی آن رفته رفته رو به انحطاط و زوال گذارده است.

 پردیس سینما گالری ملت، تهران، اثر رضا دانشمیر


نه تنها معماری، که همه هنرها را باید در این محیط دو قطبی ارزیابی نمود، در غیر این صورت، نتایج بررسی‌ها و داوری‌ها گمراه کننده بوده و رهزن حقیقت خواهد شد.
اما پیش از هرچیز باید به این پرسش پاسخ گفت که، لیبرالیسم چیست و لیبرالمعماریِ متاثر از آن چه مولفه هایی دارد که به تنازع معماری دینی آمده است؟

 

بقیه در ادامه مطلب


لیبرالمعماری/1

لیبرال معماری؛ حیازدایی از ام‌القرای جهان اسلام + عکس

مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرال معماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریم و حدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را دربرمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

 

لینک انتشار در مشرق

به قلم: اسماعیل ارجمندی

 

معماری امروز ایران، متاثر از فرهنگ ایران امروز، صحنه یک محیط دو قطبی است، که یک قطب آن را شِق لیبرال فرهنگ مدرن تشکیل می‌دهد، و قطب دیگر را شِق اسلامی فرهنگ دینی. این دو قطب در همه ارکان و شؤون ایران سی سال اخیر، در حال تکوین و تنازع بوده‌اند، اما در دهه اخیر، به مدد کارفرماهای دولتی و شهریاران غربزده و مدرن اندیش، شق اسلامی آن رفته رفته رو به انحطاط و زوال گذارده است.

 پردیس سینما گالری ملت، تهران، اثر رضا دانشمیر


نه تنها معماری، که همه هنرها را باید در این محیط دو قطبی ارزیابی نمود، در غیر این صورت، نتایج بررسی‌ها و داوری‌ها گمراه کننده بوده و رهزن حقیقت خواهد شد.
اما پیش از هرچیز باید به این پرسش پاسخ گفت که، لیبرالیسم چیست و لیبرالمعماریِ متاثر از آن چه مولفه هایی دارد که به تنازع معماری دینی آمده است؟
لیبرالیسم، یک ایدئولوژی مدرن است که معنی دقیق آن «اباحه‌گرایی» است. اباحه گری یعنی مباح انگاری همه قیود و بویژه رهایی از قیدوبندهای دینی که این ایدئولوژی، ریشه در امانیسم یا پارادایم اصالت بشر دارد و اساسی‌ترین مؤلفه‌ آن «ایندیویژوآلیسم» یا اصالت فرد است. اصالت فرد در مقابل اصالت خداوند (تئوئیسم) قرار می گیرد. یعنی نشاندن انسان بر مسند خداوندگاری! چرا که با انقطاع از قیود دین، دیگر این انسان است که در کانون دایره کائنات قرار گرفته و باید پرستیده شود.
آن‌گاه که «خود انسان» مبنای همه چیز باشد، هسته‌ مرکزی و جوهره‌ لیبرالیسم بروز می‌کند و آن «لسه‌فر» است، یعنی «بگذار هر چه می‌خواهد بکند.» لسه‌فر، نفی حداکثری «منع» در زندگی اجتماعی و فردی بشر است. این نکته با جوهر دین در تعارض بنیادی است، و از این روست که "عرفی اندیشی" (یا همان سکولاریسم) عنصر ذاتی لیبرالیسم محسوب می‌شود.

با این تعبیر لیبرالیسم که یک اندیشه مدرن است؛ به تمامی و در همه شئون در تعارض و تضاد با اسلام قرار دارد. چرا که اسلام، اباحهگری را نفی نموده و قیود دینی (حرام، حلال، واجب، مستحب و مکروه) را برای انسان مفروض میکند.
اسلام در طرحی که برای نجات بشر و هدایت او عرضه میکند، "حیات طیبه" را به عنوان شیوهی مطلوب زندگی معرفی میکند و این حقیقتی است بر این شریفه که "فلنحیینه حیوه طیبه". چنین حیاتی برخلاف لیبرالیسم، که بر خوی "حیازدایی" و نفی همه قیود میزید؛ در ذات خود "حیا" را میپروراند.

 "خانه شیشه ای" اثر فلیپ جانسون، به عنوان الگوی لیبرال معماری در حیازدایی از "خانه"


 خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون

 خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون


بنابراین مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرالمعماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریموحدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را در برمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

 
خانه طباطبایی ها، کاشان، اثر استاد علی مریم کاشانی

متقابلا در معماری ایرانی همیشه اصول لایتغیری وجود دارد که علیرغم وحدتِ اصول، کثرت و تنوع نیز در آنها موج می زند. این اصول، ابتدا به ساکن بر مفهوم کلی "حیا" دلالت دارند و در گام بعدی، شامل مفاهیمی چون رعایت "حریم و حدود"، رعایت "تناسبات و مردم واری"، رعایت "حیطه بندی"، رعایت اصل "سلسله مراتب" در همه شئون، رعایت مقوله "درونگرایی" و... است که همه اینها در گذشته از معبر "هندسه" عبور کرده و به شاهکارهای معماری ایرانی بدل می شد.

چگونگی پیدایش این محیط دوقطبی در حوزه معماری (یعنی لیبرالمعماری و معماریِ اسلامی-ایرانی)، مقوله دیگری است که برای رهیافتن به آن باید نگاهی گذرا به تاریخ  معماری ایران داشت.

معماری ایران بجز در موارد معدودی که آنهم تنها به برخی بناهای سلطنتی بر میگشت، ریشه در همین آب و خاک داشت و از همان چشمه ارتزاق مینمود؛ تا آنجا که در عصر صفویه به اوج اعتلای خود رسید و این امر استمرار یافت تا آنکه به عصر قاجاریه رسید. رگههای التقاط از همانجا به محیط معماری نفوذ کرد که ناصرالدین شاه قاجار اولین گروه دانشجویان ایرانی را جهت تحصیل در رشته‎های مختلف به خارج از کشور اعزام نمود و پس از آن عدهای از آن تحصیلکردگان، به علاوهی تعدادی از اساتید غربی، برای تدریس دانش خود به دارالفنون(که توسط امیرکبیر تاسیس شده بود) روانه شدند. "میرزا مهدی خان شقاقی" را که از همان قماش بود، می‎توان با اطمینان اولین معمار تحصیلکرده ایرانی در غرب دانست که بعدها به ترویج معماری مدرن پرداخته و آن را رسما به ایران وارد نمود.
 

 
میرزا مهدی خان شقاقی، اولین معمار تحصیل کرده در فرنگ


امروزه پس از گذشت چند نسل از دانشجویان معماری در دانشگاهها، از معماری باشکوه اسلامی-ایرانی، تنها نامی و حسرتی و خاطرهای بیش به جا نمانده؛ چنانکه حتی امروزه برخی مسوولین انقلابی را نیز به این باور رساندهاند که "اصلا چیزی به نام معماری اسلامی وجود ندارد!" و آنان نیز با شدّتوحدّت هرچه تمامتر بر سبیل "لیبرال معماری" می تازند.
البته معماری ایرانی (اگرچه به صورت التقاطی) حتی تا اواخر دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و در اواخر پهلوی دوم نیز آخرین ضربههای مهلک را از جانب شبکه معماران بهایی در ایران متحمل شد؛ اما پس از انقلاب اسلامی و بویژه پس از جنگ تحمیلی نه تنها معماری اسلامی و دینی، که مبتنی بر حیا و عفت است، احیا نگردید بلکه با شیوع موج غربزدگیِ تحمیلیِ دولت و ترویج سازندگیِ افسارگسیخته! سبک زندگی آمریکایی و لیبرالیسم و به تبع آن لیبرال معماری ترویج شد و معماری دینی غبار غربت گرفت!

 

 

پاوررقی:

[1].  (سوره نحل / آیه 97)

 

[2] . میرزا مهدی خان شقاقی در سال 1223 ه.ش‌ در تهران متولد شد و پس از چند سال تحصیل در مکتب «سرخانه» و مدرسه جدیدالتاسیس دارالفنون در سال 1236 به سبب روابط خانوادگی به دستور شخص ناصرالدین شاه با اولین هیات دانشجویان ایرانی به پاریس اعزام شد و بعد از اتمام تحصیلات متوسطه و اخذ گواهینامه مهندسی معماری از مدرسه عالی نورمان سوپریور دوپاریو دانشکده معماری (آرشیتکتور) پاریس در سال 1243 شمسی (1864 میلادی) به ایران بازگشت. برخی از آثار او عبارتند از: وزارت‎خانه‎های جدید در اطراف میدان ارگ، عمارت بهارستان و مسجد ناصری (سپهسالار). عمارت معتمدالسلطنه، عمارت و باغ سید عبدا... در خارج از دروازه قزوین. عمارت قوام الدوله ثانی در لاله‎زار و...