مشایی و استراتژی 'تغییر اولویت های نظام'

'تغییر اولویت' علی رغم اینکه یک استراتژی تهاجمی برای به انحراف کشاندن یک جریان و به حاشیه راندن موضوع اصلی است؛ که دو جریان انحرافی دولت و جریان رسانه های منتقد آن هر دو به آن دامن زده و اولویت ها را به محاق می برند.


مشرق- چند سالی است که انگار همه چیز به ریاست جمهوری و انتخابات ختم می شود. عده ای از ترس اینکه نکند دولت یازدهم هم مثل دولت دهم در دست مشایی باشد، به استقبال انتخابات رفته اند. اگرچه عده ای معتقدند که یک جریان انحرافی درون دولت، هواپیمای دولت دهم را اصطلاحا هایجک* کرده است؛ اما آنچه که این جریان ربوده ؛ اولویت های کشور است.
این یعنی همان چیزی که مقام معظم رهبری در بیانات خود در هنگام تنفیذ حکم آقای احمدی نژاد گفته بودند "بعضى از قضایاى حاشیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى، متن هاى مهم را از نظر دور نگه می دارد."
"تغییر اولویت" علی رغم اینکه یک استراتژی تهاجمی برای به انحراف کشاندن یک جریان و به حاشیه راندن موضوع اصلی است؛ کاربرد وسیعی در مطبوعات و رسانه دارد.
رسانه در کنار نقش نظارتی خود، که به واسطه آن دستگاه های اجرایی کشور را در قبال مردم پاسخگو می کند؛ این امکان را نیز دارد که اولویت های آنها را تغییر دهد.
بنابراین، در حال حاضر 2 جریان برای تغییر اولویت های اصلی کشور در حال فعالیت است.
1. جریان انحرافی درون دولت، که اولویت های کشور را تغییر می دهد.
2. جریان انحرافی رسانه ها، که به جای اینکه دولت را در مقابل مردم پاسخگو کند؛ نا خواسته با جریان انحرافی درون آن همسویی کرده و از این طریق نیز اولویت های دولت را با پرداختن به مساله مشایی و نقد او فروکاست می دهد.
آنچه که باید به تیغ نقدی منصفانه، از آن پرده برداشت، این دو جریان انحرافی است که صحنه سیاست کشور را صحنه منازعات پرشدت درونی خود کرده و دستاوردی جز "غفلت و انحراف از اولویت ها" در پی نخواهد داشت.
البته جریان سازی اسفندیار مشایی، در جایگزینی مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی، زیر سوال بردن مدیریت انبیا و دوران اسلامگرایی؛ پروژه دوستی با مردم اسراییل، ایجاد تفرقه در میان جریانات انقلابی و متعهد، عزل مخالفان خود و نیروهای دلسوز و به کارگیری افراد مطیع، خودسری در سیاست خارجی و ملاقات ها و سفرهای متعدد و اسراف و تبذیر مبالغ هنگفت از بیت‌المال، غیر قابل انکار است.

اما آنچه که بیش از همه واجد اهمیت است؛ "استراتژی تغییر اولویت نظام" است که رسانه ها از آن غفلت می کنند و برای خنثی کردن آن به نقد جریان انحرافی درون دولت می پردازند، اما متاسفانه دامن زدن به آن نتیجه معکوس داده و به جای جلوگیری و درمان آن، به تشدید آن کمک می کند. حیات این جریان انحرافی شاید در پرداختن به آن و بزرگنمایی تحرکاتش باشد.
از جمله اولویت هایی که این روزها به شدت به محاق می رود، جهاد اقتصادی است که اگرچه در میان مردمی که صاحبان اصلی این انقلابند پابرجاست و پژواکش پرطنین تر می شود؛ اما به مدد حرکت پرشتاب و دوسویه ی انحراف، یعنی جریان مشایی و جریان رسانه ای که مدام به نقد وی می پردازند به شدت به محاق می رود.
پدیده ی مشاییسم یک آسیب دیگر هم دارد؛ آنکه وقتی دوجریان پر فشار که یکی رسانه های اصولگراست و دیگری جریان مشایی، هردو نیروهای پرشدتی رابه هم وارد می کنند؛ علیرغم این که هیچ یک از این دو جریان پیروز این جدال بیهوده نخواهد بود؛ و اولویت های اساسی نظام را به محاق خواهد برد؛ فرصت ها را نیز خواهد سوزاند و عمر نظامی که با خون فرزندانش به ثمر رسیده و از هجوم تهدیدها پاس داشته شده به بطالت خواهد گذراند و آرمانهایش را قربانی وسوسه ی بازگشت به کشمکش کودکانه ای خواهد کرد که مدت‌هاست سیاست را به خود آلوده است.