مقایسه دو نقاش ایرانی در عرصه دیپلماسی هنری

دو نقاش ایرانی در کشور های عربی تا کنون نمایشگاه نقاشی برپا کرده اند، صادقی زیبایی های فرهنگی و ملی ایران را به پرده تصویر کشیده و رحمانیان با آثاری اهانت آمیز چهره ای سیاه و خشن از ایران را ترسیم کرده است
نویسنده : ابراهیم ارجمندی

عرصه ی هنر یکی از مهمترین حوزه های دیپلماسی عمومی است که کمک می کند که یک کشور چه وجهه و چهره ای از خود به جهان معرفی کند. دو هنرمند نقاش ایرانی که در کشور های عربی حاشیه خلیج فارس تا کنون نمایشگاه نقاشی برپا کرده اند هردو ایرانی هستند اما تفاوت های بسیاری در آثار آنها دیده می شود.جهان بخش صادقی زیبایی های فرهنگی و ملی ایران را به پرده تصویر کشیده و در نمایشگاه های مختلف به مردم جهان عرضه نموده است و دیگری حسام رحمانیان که چهره ای سیاه از ایران را ترسیم کرده که شاید هیچ هنرمندی کشورش را این گونه روی پرده نقاشی تصور نکند.

حسام رحمانیان

"حسام رحمانیان"یک نقاش ایرانی است که اخیرا در دبی نمایشگاهی از نقاشی های خود برپا کرده است که مورد تحسین رسانه های غربی قرار گرفته است. او یک نقاش سیاسی است که تلاش هنرمندانه خود را به سیاه نمایی و برجسته کردن کاستی های کشورش معطوف داشته وچهره ای نفرت انگیز از کشورش به تصویر می کشد. در این خصوص نقاشی های موهنی از مقامات بلند پایه سیاسی و رهبران انقلاب به تصویر کشیده است و همین امر موجبات خرسندی و تشویق رسانه های غربی را فراهم کرده است. او هنرمندی مدرن است اما از قضا این فلسفه هنر مدن را برنتافته که" هنر آزاد است و در خدمت سیاست در نمی آید!" لذا همه ی آثار او سیاسی است.

پایگاه اینترنتی(thenational) "تیمور مون" (Timur Moon) در مقاله ای به آثار ارائه شده در گالری دبی توسط هنرمند ایرانی پرداخته که به شرح زیر می باشد:

"حسام رحمانیان" هنرمند ایرانی درباره سیاست و ورزش‌های خشن نقاشی می‌کشد. وی گاهی سیاست را به عنوان ورزشی خشن به تصویر می‌کشد و حتی خود نقاشی را نوعی مبارزه مرگبار می‌داند. رحمانیان نقاشی متبحر است که نقاشی‌هایش به کاریکاتور نزدیک است. او استعدادی کمیاب دارد و می‌تواند با چند ضربه استادانه قلم، شباهتی شگفت ایجاد کند.

 نقاشی موهن حسام رحمانیان در نمایشگاه دبی  نقاشی موهن حسام رحمانیان در نمایشگاه دبی
قطعاً زمینه‌های مشترکی بین ورزش، مجادله و نقاشی وجود دارد. وی در این باره می‌گوید: "کار من این است که از راه هنر، انتقاد کنم و تفکر مردم را برانگیزم. اگر این کار را نکنم، کار خود را به درستی انجام نداده‌ام و صرفاً یک هنرمند تزئین‌گر خواهم بود."
به گفته وی، همه جامعه ایران سیاسی است و نمی‌توان از این واقعیت فرار کرد. وی می‌گوید: "وقتی من این پروژه را شروع کردم، دائماً به نسل جدید موسیقی زیرزمینی گوش می‌دادم و برنامه‌های تلویزیون‌های فارسی زبان را تماشا می‌کردم که مردم در آنها آزادانه از سیاست صحبت می‌کنند. فرهنگ پاپ و موسیقی پاپ به مردم اجازه این کار را می‌دهد و درعین حال سرگرم‌کننده نیز هست."

 حتی در نقاشی‌هایی که وی از میادین بوکس یا گاوبازی کشیده است، می‌توان به سیاسی بودن صحنه پی برد؛ چرا که مبارزانی که او به تصویر می‌کشد.

نقاشی موهن حسام رحمانیان در نمایشگاه دبی
وی می‌گوید: "من می‌خواهم نشان بدهم که سیاست یک بازی است. یک نفر دیگر تصمیم می‌گیرد و ما فردا وارد جنگ می‌شویم".
عناوین این نقاشی‌ها، ازجمله "تو بجنگ تا من برقصم" یا "مرا با لحن جنگت بزن"، مضامین خود را از عناصر موسیقایی یا ورزشی فرهنگ پاپ برداشته‌اند.

 وی در این مجموعه آثار شخصیت‌های مختلف را به صورت غیرمستقیم به تصویر کشیده است. به باور وی، میمون نشان‌دهنده شخصیت‌های مطیع و فرمانبردار است؛ وی با کشیدن نقاشی‌هایی از شامپانزه، به بوش و سایر سیاستمداران خودنما اشاره کرده است.

بیشتر آثار رحمانیان پر آب و تاب و تقریباً خام هستند. در این نقاشی‌ها، در مجموعه "کودک هزار دلاری"، تصاویری از نوزادانی به چشم می‌خورد که در فضایی به رنگ صورت رنگ‌پریده و سبز لاجورد، ماسک ضدگاز به صورت زده‌اند. این نقاشی‌ها به طرح‌های تشویقی ایران برای بچه‌دار شدن برای خانواده‌های کم‌درآمد اشاره دارد.

با این حال،بسیاری از آثار وی به صورت نقاشی‌هایی از صحنه‌های اعدام آغاز شده‌اند و نقش جدیدی بر روی این نقاشی‌های قدیمی ترسیم شده است.

 وی می‌گوید: بسیاری از این نقاشی‌های جدید بر روی تصاویر اعدام ترسیم شده‌اند و به معنای حقیقی کلمه، داستان‌های تلخی در پس خود دارند.

 جهانبخش صادقی

هرچند که نقاشان پرآوازه ایرانی در پهنه جهان بسیارند اما ما قصد نداریم آقای رحمانیان را با استاد فرشچیان و امثالهم مقایسه نمائیم از این روی هنرمند دیگری را معرفی می کنیم که 85% معلولیت جسمی دارد. وی چه بداند و چه نداند در عرصه دیپلماسی هنر فعال است، وی در مصاحبه خود با شبکه چهار سیما اعلام کرد که تلاش خود را برای معرفی وجهه فرهنگ ملت ایران به جهانیان معطوف داشته، و این از مسایل مهم در عرصه ی دیپلماسی عمومی است.

جهانبخش صادقی در سن 16 سالگی در شب تولد امام حسین (ع) که برای چراغانی کردن محله ناصری کرمان مشغول ریسه کشیدن بود، بر اثر تصادف دچار 85 % معلولیت می شود. وی هنرمندی متعهد است که هیچ گاه از سوی رسانه های غربی مورد تمجید قرار نگرفته است.

اهدای نقاشی تصویر شهدای لبنان به سیدحسن نصرالله

او همچنین تصاویر شهدا را نیز با اعتقاد نقاشی می‌کند و بابت این کارش هیچ هزینه‌ای دریافت نمی‌کند. صادقی تاکنون تصویر 110 شهید لبنان را نقاشی کرده است که به دفتر سیدحسن نصرالله و گروه مقاومت حزب‌الله لبنان هدیه داده است. او سه بار با سیدحسن نصرالله دیدار کرده است و بابت نقاشی‌هایی که از شهدای لبنان کرده است و نمایشگاه‌های طولانی‌مدتی که در این کشور برپا کرده است، تقریباً همه مردم لبنان او را می‌شناسند.

صادقی که مشتریان خاص خود را نیز دارد و به او کارهایی را سفارش می‌دهند درباره فروش آثارش می‌گوید: «آثارم مشتری دارد و بسیاری از توریست‌های خارجی که به دیدن من می‌آیند سفارش تابلوهایی با تصاویری از فرهنگ و آداب و سنن مردم ایران را می‌دهند.»

 صادقی

بازدید دیپلمات ها از آثار صادقی

از میان سران کشورهای مختلف نیز بازدیدکنندگانی داشته است که دبیر کل سابق سازمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی، سفیر لبنان،‌ گابن، ‌ساحل عاج و ... از آن جمله‌اند و از میان دولتمردان ایرانی هم رئیس جمهور سابق ایران، دکتر ولایتی مشاور امور بین‌الملل مقام معظم رهبری، علی‌محمد بشارتی وزیر اسبق، علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات به دیدن این هنرمند و آثارش آمده‌اند اما در چند سال گذشته هیچ مسئولی از او یاد نکرده است و به دیدن او نرفته است.
جهان‌بخش صادقی بیش از 98 ورک‌شاپ داخلی و خارجی برگزار کرده است و بارها در کشورهای کویت، قطر، امارات متحده عربی، سوریه و لبنان و همچنین شهرهای مختلف ایران نمایشگاه برگزار کرده است.

صادقی در این سفرهایش به آرزوی دیرینه خود نیز رسیده است که دراین باره می‌گوید: «همیشه آرزو داشتم به سوریه مشرف شوم.»

صادقی می‌گوید که استاد کاتوزیان بارها به دیدن او و آثارش آمده است و او را برای ادامه کارش تشویق کرده است.
علاوه بر استاد کاتوزیان، محمود فرشچیان و دیگر هنرمندان نقاش نیز به دیدن او آمده‌اند.

 صادقی

سخنان امام راحل منشور تجدید عهد هنر در انقلاب اسلامی است. او می فرماید: هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه کوله بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکای به غیر تنها و تنها د رچارچوب مکتبشان به حیات جاویدان رسیده اند. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.